آنچه کانادا میتواند از ژاپن در حل بحرانهای مسکن و بهرهوری بیاموزد

کاناداییها که با بحرانهای مسکن، مراقبتهای بهداشتی و اقتصاد راکد مواجه هستند، ممکن است احساس کنند که چالشهایشان غیرقابل حل است. اما ممکن است راهحلها خیلی سخت نباشند. برای دیدن اینکه چگونه میتوانیم به روشهای متفاوتی عمل کنیم، میتوانیم به شهرهای ژاپن نگاهی بیندازیم. به عنوان مثال، توکیو با جمعیتی حدود ۱۴ برابر اتاوا، در فضایی کوچکتر زندگی میکند، اما میانگین قیمت خانهها در توکیو کمتر از اتاوا است. این وضعیت همیشه اینگونه نبوده است؛ ژاپن در دهه ۱۹۸۰ دچار حباب مسکن شد و ارزش املاک توکیو به شدت افزایش یافت. اما پس از ترکیدن حباب، دولت قوانین منطقهبندی ( zoning) را تغییر داد تا استفاده مجدد از املاک برای کاربریهای دیگر ممکن شود.
امروزه، موانع بوروکراتیک و سیاسی برای ساخت خانه در ژاپن کم است و دولتهای محلی نمیتوانند توسعههای جدید را متوقف کنند. به علاوه، محدودیتهای کمی برای نحوه استفاده از املاک وجود دارد، به طوری که میتوان یک خانه را به مجتمع یا بلوک اداری تبدیل کرد. این امر ممکن است در صورتی که همسایه شما چیزی بسازد که دوست ندارید، آزاردهنده باشد، اما باعث میشود که ژاپن خانههای ارزان و فراوان بسازد. با جمعیتی حدود سه برابر کانادا، ژاپن به طور متوسط چهار تا پنج برابر تعداد خانههای جدیدی را میسازد که کانادا در هر سال میسازد. در نتیجه، شهرهای ژاپن به صورت مناطق مسکونی، صنعتی و تجاری جدا نشدهاند، بلکه کسبوکارهای کوچک، رستورانها و مغازهها در هر محله پدیدار میشوند.
این چیدمان با تراکم بالا، حملونقل عمومی را کارآمدتر میکند و باعث میشود مردم بیشتری از آن استفاده کنند و گزینهای مقرونبهصرفه باشد، و در نتیجه شهرهایی قابل پیادهروی ایجاد میشود. این شهرها که مردم عمدتاً پیاده به محل کار و از آنجا به خانه میروند، مزایای بهداشتی واضحی دارند و باعث میشود ژاپنیها سبک زندگی فعالتری نسبت به کاناداییها داشته باشند. با اینکه ژاپن جامعهای مسنتر با طول عمر بیشتری دارد، نزدیک به یک پنجم کمتر از کانادا برای مراقبتهای بهداشتی هزینه میکند. شهرهای کانادا نیازی به رسیدن به تراکم شهری ژاپن ندارند، زیرا کانادا زمینهای بیشتری برای ساخت مسکن دارد. اما این لوکس بودن هزینهای دارد که مدل توسعه شهری کانادا با زیرساختهای گسترده و سیستم حملونقل ناکارآمدی که ایجاد میکند، هزینهها را افزایش میدهد و بهرهوری را کاهش میدهد.
علیرغم اینکه خانههای ژاپنی به اندازه خانههای کانادایی بزرگ نیستند، نیازی هم به این اندازه بزرگ بودن ندارند. نزدیکی مغازهها به معنای نیاز کمتر به فضای ذخیرهسازی است و زندگی ژاپنیها بیشتر در خارج از خانه جریان دارد. این امر باعث میشود که املاک ارزان، هزینههای زندگی کمتر و گزینههای بیشتری برای اجتماعی شدن و شبکهسازی ایجاد شود. از این رو، ژاپن رستورانها و فضاهای اجتماعی بیشتری نسبت به کانادا دارد و امکان شبکهسازی بیشتر و تبادل ایدهها فراهم میشود. بنابراین، تصور کنید که همزمان با حل مشکلات مسکن، مراقبتهای بهداشتی و بهرهوری، میتوانیم شهرهایی ایجاد کنیم که همزمان این بحرانها را حل کند. البته این مسئله پیچیدهتر از طراحی مجدد شهرهاست، اما میتواند یک شروع خوب باشد. موانع اصلی این تغییر، سیاسی است؛ رهبران در همه سطوح مدل شهری مبتنی بر پراکندگی، حملونقل خودرو محور و موانع جدید برای عرضه مسکن را ترجیح دادهاند.

























