در نوا اسکوشیا، برخی از دانشجویان ساعت 3 بامداد بیدار میشوند تا رانندگی چهار ساعته به دانشگاه کیپ برتون (Cape Breton University) در سیدنی را انجام دهند. چرا؟ چون دانشگاه بیش از حد ظرفیت منطقهای خود دانشجو پذیرفته و این دانشجویان میخواهند به بازار کار هالیفاکس (Halifax) وارد شوند. از میان پذیرفتهشدگان، 80 درصد دانشجویان بینالمللی هستند.
در همین حال، دانشجویان در شهرهای انتاریو مانند برمپتون (Brampton) و ویندزور (Windsor) در خانههای کوچک حومه شهری زندگی میکنند و گاهی در شرایط غیربهداشتی و بهرهکشانه اتاقها را با هم تقسیم میکنند. تعداد بیشتر دانشجویان، فشار بیشتری به بازار اجاره مسکن که پیشتر هم پرتنش و گران بود، اضافه میکند. جمعیت کانادا که در بهار امسال به بیش از 41 میلیون نفر رسید، نیز این مشکل را تشدید کرده است.
چه کسی مسئول تأمین مسکن برای این دانشجویان است؟
به نظر میرسد اتاوا فکر میکند، حداقل تا حد زیادی، این مسئولیت بر عهده مدارس است. در ژانویه، اداره مهاجرت کانادا بیانیه مبهمی صادر کرد که از مؤسسات آموزش عالی خواست تا در آینده “مسکن کافی” برای دانشجویان فراهم کنند، بدون اینکه تعریفی از “کافی” ارائه دهد.
اما پرسیدن اینکه چه کسی مسئول است، پرسش درستی نیست. در عوض، باید بپرسیم چگونه میتوانیم انگیزههایی را که این مشکل را ایجاد کردهاند، از بین ببریم.
کمبود مسکن و مسائل مربوط به هزینههای آن که با افزایش پذیرش دانشجویان بینالمللی در سالهای اخیر تشدید شدهاند، صرفاً نشانهای از عدم نظارت و برنامهریزی در سیستم مهاجرت کانادا است. شروع به حل این مشکل فقط زمانی میتواند آغاز شود که اتاوا اقدامات قاطعی برای اصلاح ساختار انگیزشی که به این وضعیت منجر شده است، انجام دهد.
باید روشن باشد: دانشجویان بینالمللی بحران مسکن را ایجاد نکردهاند، اگرچه اخیراً برخی از مقصر دانستن آنها صحبت میکنند. مطمئناً، آنها به این مشکل افزودهاند. اما آنها نیز قربانی این وضعیت هستند، همراه با مسائل دیگر مانند روشهای بهرهکشی توسط استخدامکنندگان نادرست، اطلاعات نادرست درباره اقامت دائم و وعدههای دروغین اشتغال تضمینشده.
حل این مشکل نیازمند همکاری مؤسسات آموزش عالی و دولتهای استانی است، اما مسئولیت نهایی بر عهده دولت فدرال است که شرایطی را اصلاح کند که به این فشارها بر بازار مسکن منجر شده است.
دانشجویان بینالمللی جذب فرصتهای آموزشی برتر کانادا میشوند، اما برای بسیاری از آنها، هدف ناگفته دیگری نیز وجود دارد: دستیابی به مجوز کار و حداقل یک مسیر سریع به اقامت دائم.
در عین حال، دانشگاهها از شهریههای دانشجویان خارجی که گاهی پنج برابر نرخ داخلی است، سود میبرند و فشار بر دولتهای استانی برای تأمین بودجه بیشتر را کاهش میدهند.
دولت فدرال شروع به اقدامات اولیه در این زمینه کرده است. در ژانویه، وزیر مهاجرت مارک میلر اعلام کرد که اتاوا تعداد دانشجویان ورودی و تعداد مجوزهای کار پس از فارغالتحصیلی که مسیری به اقامت دائم هستند را محدود خواهد کرد. در مارس نیز اعلام شد که فارغالتحصیلان برنامههای همکاری دولتی-خصوصی به طور خودکار برای مجوز کار پس از فارغالتحصیلی واجد شرایط نخواهند بود، اگرچه از درخواست برای انواع دیگر مجوزها منع نمیشوند.
اینها گامهای مثبتی هستند. اما واکنش دیرهنگام هنوز نتوانسته است به طور کامل به انگیزههای اصلی که موجب افزایش دانشجویان بینالمللی شده است، رسیدگی کند.
استانها نیز نقشی در این زمینه دارند، به ویژه در انتاریو که بیشترین دانشجو را میپذیرد و جایی که تأثیرات بر مسکن مقرونبهصرفه بیشتر مشهود است.
با کاهش بودجه مؤسسات آموزش عالی و محدود کردن شهریههای داخلی، دولت داگ فورد (Doug Ford) نخستوزیر انتاریو، مدیران مدارس را مجبور به جذب بیشتر دانشجویان بینالمللی برای جبران کمبود بودجه کرده است. بدون تأمین بودجه بیشتر یا افزایش نرخ شهریه، مدارس همچنان به درآمد دانشجویان خارجی وابسته خواهند بود.
در نهایت، اتاوا باید برای اصلاح ساختار انگیزشی که به کمبود مسکن مقرونبهصرفه منجر شده است، اقدام کند. همانطور که قبلاً گفتهایم، دانشجویان باید به کار در پردیس محدود شوند. اتاوا نباید اقامت دائم را برای دانشجویان بینالمللی تضمین کند، اگرچه آنها باید بتوانند درخواست دهند. اقدام قاطع که تاکنون غایب بوده، انگیزههایی را که سیستم دانشجویان بینالمللی کانادا را تحریف کرده است، از بین خواهد برد.
این اقدام با پرسیدن پرسش درست شروع میشود: اتاوا چگونه میتواند این وضعیت را اصلاح کند؟


























