اقتصادی

کانادایی‌ها از هر زمان دیگری ثروتمندتر هستند – و این ممکن است در واقع یک مشکل باشد

کانادایی‌ها اکنون از هر زمان دیگری ثروتمندتر هستند، به طوری که ثروت آن‌ها در ۱۲ سال گذشته تقریباً دو سوم افزایش یافته است. این ممکن است نشانه‌ای از یک اقتصاد پویا به نظر برسد، اما در واقع نشان‌دهنده یک بحران است.

طبق گزارش Credit Suisse، در سال ۲۰۱۰ ثروت سرانه در کانادا ۲۲۶,۰۰۰ دلار آمریکا بود. تا سال ۲۰۲۲ این رقم به ۳۷۰,۰۰۰ دلار رسید. اگر تمام این ثروت اضافه شده ناشی از مازاد سرمایه‌گذاری شده توسط یک اقتصاد پررونق بود، واقعاً نشان‌دهنده سلامتی اقتصادی بود. اما اینطور نبود. در واقع، رشد کانادا ضعیف باقی ماند و درآمد سرانه در همان دوره تنها ۱۵ درصد افزایش یافت. افزایش چهار برابری ثروت نسبت به تولید، نتیجه یک عدم تعادل است که پس از بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ شدت یافت.

در زمان بحران، کانادا مانند اکثر دولت‌های غربی بدهی خود را افزایش داد تا از فروپاشی اقتصاد جلوگیری کند. پس از آن، مانند سایر کشورها، هزینه‌ها را برای کاهش کسری بودجه کاهش داد. در نتیجه، دولت‌ها توانستند مالیات‌ها را پایین نگه دارند و حتی در برخی موارد کاهش دهند، همانطور که توسط دولت استیون هارپر (Stephen Harper) انجام شد.

در تئوری، این باید باعث تحریک بازگشت اقتصادی می‌شد. اما در عمل اینطور نشد. رشد اقتصادی کند باقی ماند زیرا فرصت‌های سرمایه‌گذاری کم بود. این یک چرخه معیوب ایجاد کرد. تحقیقات نشان داده است که اثرات این هماهنگی مالی بین کشورهای توسعه یافته، اثرات محدود کننده تقاضا را تشدید کرد.

با این حال، با رشد کم و تورم پایین، بانک‌های مرکزی مقداری آزادی داشتند. بنابراین آن‌ها سعی کردند کاری را انجام دهند که دولت‌ها نمی‌کردند و اقتصاد را تحریک کنند. آن‌ها نرخ بهره را کاهش دادند تا در واقع نزدیک به صفر شد به امید اینکه اعتبار ارزان مردم و شرکت‌ها را تشویق به مصرف و سرمایه‌گذاری بیشتر کند.

اما این نیز در عمل شکست خورد. با توجه به ضعف اقتصاد، پول به جای سرمایه‌گذاری در تولید، به دارایی‌های ثابت مانند املاک هجوم آورد و ارزش آن‌ها را افزایش داد.

تفاوت آماری نگران کننده است زیرا اکثر رشد GDP در کشورهای در حال توسعه رخ داده، در حالی که کشورهای توسعه یافته بیشتر تورم در قیمت مسکن را تجربه کرده‌اند. در نهایت، تورم ارزش دارایی‌ها به قیمت‌های مصرفی منتقل شد و تورم بازگشت. بانک‌های مرکزی مجبور شدند نرخ بهره را افزایش دهند تا اقتصادهای ضعیف را بیشتر نرم کنند.

کشورهای در حال توسعه معمولاً مسیر متفاوتی را دنبال کردند. دولت‌ها و بانک‌های مرکزی محتاط باقی ماندند و از پول آسان اجتناب کردند.

در حال حاضر اقتصاد جهان به طور نامتوازن است، کشورهای غربی روی کاغذ ثروتمند هستند اما عمدتاً راکد، و پویایی اقتصادی به جنوب جهانی منتقل شده است. با دارایی‌های نسبتاً ارزان‌تر و اقتصادهای مولدتر، کشورهای در حال توسعه احتمالاً سرمایه‌گذاری بیشتری را جذب خواهند کرد. در غرب، هزینه بالای دارایی‌ها موانعی ایجاد کرده است. از آنجا که ثروت کانادایی‌ها بیشتر از محدودیت‌های اجباری به ویژه در حوزه مسکن ناشی می‌شود، آن‌ها با تلاش‌ها برای شکستن این تنگنا مقاومت خواهند کرد.

اما واقعیت این است که بدون مقداری تخریب ثروت، کانادا به مبارزه ادامه خواهد داد. رکود اقتصادی متأسفانه به بهای نگه داشتن دارایی‌های مالکان در وضعیتی که به آن عادت کرده‌اند تبدیل شده است.

منبع
theglobeandmail

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اعضای سرای ما:
دکمه بازگشت به بالا